من برگشتم شهرمون!! سفرمون خیلی کوتاه بود ولی خوب بود خوش گذشت.هم مهمون داری کردیم٬هم مهمونی رفتیم٬هم خرید...خوب بود.ایشالا به زودی یه سفر طولانی تریم بریم! فقط کباب نخوردیم!!من از اینجا به قصد کباب و شیرینی رفتم تهرون.که شیرینی رو همون توی راه پدر از یزد خریدن و مشغول شدم!!این چند روزم دائم یا داشتم شیرینی می خوردم یا کیک!ولی کباب... چند تا عکس می زارم.. خونه عمه کوچیکه (پنجره اتاق دختر عمه و ویوش!!) ویو جالبی داشتم.خوشم اومد!!! اینم میزش.جالب چیده بودتش! خونه عمه بزرگه (پنجره اتاق ما) اینم شب آخری داشتیم می رفتیم مهمونی از برج میلاد گرفتم.خودم می دونم خوب نشد!! اینم ابرا (تو راه٬موقع رفتن) یه حالت جالبی داشتن!!که البته تو عکس خیلی معلوم نیست!! پ.ن۱:تاحالا شنیده بودین بگن "شیرینی سازی" یا "بنگاه شیرینی سازی" ؟! پ.ن۲:برگشتم کرمون می بینم عکس از عمه ها اینا (!!) اصلا نگرفتم!!همش از در و دیوار خونه هاشونه!!فقط چند تا عکس از خودمو و دختر عمه س!!!خسته نباشم! ایشالا فردا مسافرم.یه چند روزی نیستم در خدمتتون.فکر نکنم از اونجا بتونم سر بزنم.چوم!!شاید اومدم! قربون همگی بلاخره خانواده راضی شدن ما را یه چند روزی ببرن تهران پیشه عمه جانمان!!! ممنونیم ازشون!! پ.ن:خیلی پرروییه اگه بگم کاش مشهدم می رفتیم؟! برای من کورن فلکس گرفتن که مثلا بخورم قوی بشم٬تپلی بشم...اون وقت این داداشامون نمی دونم دقیقا چی فکر کردن (شاید فکر کردن ممکنه از اونا قوی تر شم٬یا مثلا نتونم همشو تنها بخورم بمونه خراب شه٬یا اصلا تنهای از گلوم پایین نمی ره یا....) یواشکی و غیر یواشکی دائم از این کورن فلکسایه من می خورن. تازه برای اینکه خیالمم راحت کنن گفتن تا وقتی تو این خونه م وضع همینه!!!بعد از اینکه برمم باز همینجوریه!!! سالم باشن....!!![]()

![]()
![]()

![]()
![]()


| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |










